أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
197
قانون ( فارسى )
حالت اكثرا از خون مىباشد . همينكه وضع عضو را تغيير دادى ، كرخى از بين مىرود و آنچه داخل آن شده برمىگردد و حس را از سر مىگيرد . شايد كرخى از خشكى و خشكيدن باشد كه الياف جمع مىشوند و برهم مىآيند و مجرا را مىبندند ، كه اين حالت وخيم است . يا از نوعى فروهشتگى كه بدون ماده و فقط از رطوبت مزاج سرچشمه مىگيرد و راهبندان در عصب رخ مىدهد . شايد سبب خدر ( كرخى ) در خود مغز باشد . اگر عمومى باشد عموم بدن بىحس مىشود و در يك روز مىكشد ؛ و شايد در نخاع باشد يا از يك فقره ( مهره ) شروع كند ، يا در يكى از شعبههاى عصب باشد . اگر كرخى سرد ، بسيار دوام يافت سر به سستى و فروهشتگى كشد . خدر كه چيره شود ، آژير سكته يا صرع يا تشنج يا كزاز يا فالج فراگير است . سر شدن هر اندامى اگر زياد ماند و شدت يافت ، فالج و تشنج در پى دارد . سر شدن رخساره ، آژير خطر دهنكجى است ، بسيار اتفاق افتد كه ذات الريه ، ذات الجنب ، سرسام سرد ، سر شدن در پى داشته باشد . و بدان ! كه هرگاه خدر در عضوى دوام يافت و از پاكسازى تأثيرپذير نشد و بعدا سرگيجه روى داد آژير سكته است . علامتها : علامتها سببهاى مذكور است و چنان است كه در لرز گفتيم ، و از بيش و كمى آنها به بيشى و كمى بيمارى پى مىبرى . علاج : علاجات همان است كه در بحث لرز شرح داديم . ليكن اگر دانستى كه سرى از خون چيره است ، و معلوم شد كه رگها پر شدهاند و رگهاى گردن باد كردهاند و جسم سنگين شده و خواب سنگين و چشم و رخساره سرخ رنگ و غيره باشند ، بايد رگزنى كامل را به كار برى ، كه در اكثر حالات سرى را از بين مىبرد . به شرطى كه در خشك بودن غذا و معالجهاش مراعات كنى . اگر سبب كرخ شدن عضو ، نوآمده يا كهنه باشد مانند : سردى و غيره كه منشأ عصب را در بر گرفته است ، نبايد به علاج موضعى پرداخت ، بايد بر عضو بيمار و بر منشأ عصبى كه به سوى آن آمده است داغ گذاشت . ورزش و حركت دادن دايمى عضو كرخيده نيز مفيد است . و اين را بدان ! حقنهاى كه كاجيره در آن باشد عصب را گرمى بخشد .